سلام بعد از اینهمه تاخیر و غیبت اومدم جهت پاره ای تو ضیحات.
چهار شنبه گذشته بود که در اثر نوسانات برق که دیگه همه بهش آشنایی کامل دارن کامپیوتر دیگه رو شن نشد.
آقا ما رو میگی کلی دپرس شدیم بعد از بررسی های انجام شده فهمیدیم به به مادر برد سوخته حالا سی پی یو و پاور نمیخوره هم دیگه نمیخوره به مادر برد های خریداری شده خلاصه ما کلی افتادیم تو خرج حدود دویست هزار تومان .
او اونطرف پنج شنبه جشن پرشین بلاگ دعوت بودیم که نرفتیم نمیدونم چرا ولی رفتیم آبعلی جاتون خالی عجب هوایی دو روزی در باغ پدر یزرگ گرامی خوش گذراندیم و هوایی در روستا عوض کردیم .از قضا مراسم جهاز بران و حنا بندان بود و خیلی جالب و سنتی از طرف دیگه رفتیم گلزار شهدای ده البته همش ده تا مزار است که خیلی با صفا هستن بعد هم کوه و دره و آرامش .
حالا اومدیم جالبه دیدیم ای دی اس ال قطع شده و باید با اینترنتی از نوع ذغالی کار کنیم تا هر وقت که تصمیم به تمدید بگیریم .
از سوی دیگه امتحاناتم هفته دیگه شروع میشه برام دعا کنین.
یا حق.
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:37 توسط سادات
|
...و خاک , آنروز , تو را ندا خواهد داد که :
"ای انسان !
چرا بیدار باش سحرگاهی مرا پاسخی نگفتی؟
اینک , غروب
اینک , خواب
و اینک , خاک ! "
این آخرین چیزی بود که این اواخر یعنی همین هفته پیش از نادر ابراهیمی خواندم دیشب وقتی زیر نویس تلویزیون خبر فوت او را داد خیلی دلم گرفت به خاطر عشق که از قلم او متولد میشد و اینک نمیدانم چه خواهد شد!!
روحش شاد.
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 18:22 توسط سادات
|
یا زهرا (سلام الله علیها)
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 21:52 توسط سادات
|
مثل همیشه عشق
غمگین و خسته است.
مثل همیشه اشک
در خون نشسته است.
اخبار،
تازه نیست
همچون گذشته است.
اینو سید مهدی شجاعی سروده گفتم با حفظ منبع بگم اما در هر حال حرف من امروز اینه.
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 11:9 توسط سادات
|