نمیدونم چرا اصلا حوصله نت رو ندارم!؟ چند روزی از تعطیلات رو مسافرت بودیم به مراسمی دعوت شده بودیم.
خوب بود هوایی عوض شد اما این یکهفته همه اش هوای مدینه توسرمه هوای مکه , هوای عمره , یادش به خیر دو سال پیش بود چقدر به این در و اون در زدیم تا جور بشه بعد که بی خیالش شدیم خودش دعوتمون کرد.
این روزها به شدت هوای مدینه دارم . دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم !!
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 13:35 توسط سادات
|
سلام
امتحاناتم دوشنبه تمام شد .آخری رو خیلی خوب ندادم.از نمره ها م هم خبری ندارم .میخواستم بعد از اینهمه خستگی فراغتی حاصل شود .کتابهایی که دوست داشتم بخوانم اما....
نمیدانم چرا مردم اینقدر راحت به هم دروغ میگویند!!!تازه اون هم به کسایی که ادعا میشه عزیزترین فرد زندگیشونه(سوء تفاهم نشه داستان منو همسرم نیست) اینقدر راحت به هم دروغ میگن که حال آدمو میگیرین
و تازه با یه سری استدلالهای بچه گانه میخواهن کاراشونو لا پوشونی کنن فکر میکنن با بچه طرفن؟؟؟؟
بگذریم یکی از دوستانم گفت امتحاناتت هم که تمام شد میخواهی چه کار کنی؟ گفتم اگر بشود فراغت, میخواهم فراغت ذهن و جسم داشته باشم برای چند روزی,تا تجدید قوا کنم و به کاراهایی که دوستشان دارم بپردازم.
اما اگر بگذارند و اگر بشود فراغت!!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:22 توسط سادات
|
ای دختر آفتاب و ای همسر ماه
ای مهر تو را ستاره ها خاطر خواه
این ذره به سایه تو آورده پناه
یا فاطمه اشفعی لنا عندالله
میلاد مسعود و پر برکت دلیل آفرینش حضرت صدیقه کبری بر همگی مبارکباد.
پی نوشت :
امتحاناتم شروع شده .
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:40 توسط سادات
|